مدح و شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام
ای نشسته پای الطاف مدامت خاص و عام سایۀ لطفـت همیشه بر سر ما مسـتـدام لحظهای از ما قنوت مهربانت را مگیر مُلک هستی از نفسهای شما دارد دوام کعبه توفیق طواف چشمهایت را نداشت کس نباشد هممقام تو یقین در این مقام درک حجم غربتت در ظرف سامرا نبود زهـر شد درد غریبی را مجدد الـتـیـام با اشاراتی غلامت با خبر شد از عطش ظرف آبی را مهیا کرد با سرعت غلام ضرب دید از ظرف، دندانهای معصوم شما خواستی حاضر شود بالای بالینت امام شکر حق که عاقبت سیراب شد لبهای تو شکر حق که بی هیاهو شد نفسهایت تمام شکر حق که همسر خوبی چو نرجس داشتی با حـیـا و بـا وفـا و با صـفـا و بـا مـرام شکر حق که جسم پاکت بوریا لازم نشد از تو انگشتر نمیدیـدند در دست عوام پیکرت سنگینی پای کسی را حس نکرد پیکرت را جابهجا کردند با صد احترام آه! جا دارد فلک از این مصیبت دق کند زینب کبری کجا و مجلس و بزم حرام |